ستاره امیر دلان
12
408
هم نفسی نیست مرا از جهان
تو بیا بی تو دگر هم نفسی نیست مرا
همه در فکر خودن دادرسی نیست مرا
شهر به شهر خانه به خانه پی تو میگردم
تو بیا جز تو دگر شوق کسی نیست مرا
رفتی و این همه غم بعد تو دیوانم کرد
این همه دوری که از چشم تو ویرانم کرد
روزی شاید برسد حال منم خوب شود
ولی این زخم مرا از عشق بیزارم کرد
عشق تو در دل من میل به خاموشی نیست
هرگز این عشق دگر تاب فراموش نیست
من به سوی تو و دور ز من هر لحظه
سهمم از عشق تو یک لحظه هم آغوشی نیست