همسفر (آنپلاگد) مازیار ناصری
5
162
از وقتی که تو رو دیدم تازه فهمیدم
که تا الان زنده بودم، زندگی نکردم
با اینکه قبل از دیدنت لبخند روی لبام بود
حالا که تو هستی میشه از ته دل بخندم
حالا که تو هستی میفهمم ارزش زمان و
که حتی یه ثانیه هم بی تو نمیشه سر کرد
نمیشه از دیدن تو همینجوری دست کشید
نمیشه از پیشت بودن به راحتی گذر کرد
از وقتی دیدمت به من حال عجیبی دست داد
کل وجود من میلرزید قلبم به تاپ تاپ افتاد
همون موقع بود که خدا عشقت و توو دلم کاشت
با دیدن تو فهمیدم خدا چقدر دوسم داشت