عمر منی نیما نراقی
3
90
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب
لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
من دردِ زندگیام
مرا فریاد کن
مرا فریاد کن
من دردِ زندگیام
مرا فریاد کن
یا چیزی چنان که بدانی
من از سکوتِ خودم زخمیام
از این همه ناگفته
از این همه شب
که در من میچرخد
تو اگر نام مرا میخواهی
نه به آه
نه به نگاه
مرا به گریه بشناس
مرا به رنج