شعلهی نگاهت ، مهتاب شبم شد
تو عمق شکستن ، مرهم قلبم شد
اون حسی که یک عمر ، تو قلبم محبوس بود
تو تردید و رفتن ، دلیل صبرم شد
تو باغ نفسهات ، یه عالم ترانهست
رو هر موج موهات ، یه رقص شبانهست
اگرچه مطرودیم از باهم شکفتن
نگو که جدایی رسم این زمانهست
شب دشت موهات ، شب پر ستارهست
تو قعر شکستن ، یه عمر دو بارهست
تو قعر شکستن یه عمر دوبارهست
توی آخرین لحظهی نا امیدی
تو کابوس و وحشت ، تو ترس و پلیدی
مث یه فرشته درونم تَنیدی
هنوزم مث قبل ، پر از بغض و دردیم
نگو که باید با این احساس بجنگیم
نگو که محکومیم به از هم گذشتن
بیا با شهامت به هم دل ببنیدم
بیا با شهامت به هم دل ببنیدیم