غریبه از پدرام خسروی
حالا که رفتی خدا پشت و پنات
الهی هرگز خاری نره به پات
با آهو گریه نلرزه شونههات
برو من فدای بی وفاییات
آی غریبه عشق تو یار منه
خاطر تو از دلم دل میکنه
غریبه من عشقمو به تو سپردم
عشقمو کنار تو دیدم و مردم
برو که خدا باشه پشت و پناهت
تنگ میشه دلم واسه صورت ماهت
برنگردون دیگه سمت من نگاهت
برو که مونده یارت چشم به راهت
نکنه روزی با تندی بدی جوابش
بزاری با گریه بیدار شه و بره خوابش
من توو دلم دیگه بستمش حسابش
نکنه روزی بیاد بدی عذابش
برو که خدا باشه پشت و پناهت
تنگ میشه دلم واسه صورت ماهت
برنگردون دیگه سمت من نگاهت
برو که مونده یارت چشم به راهت