دلیل دردام رامین بی باک
9
378
تومور از پیوند
وقتی تحمل یک عذابِ بی نَتیجَس
پُلهای پشت سرمو خراب می کنم
قیمتِ آرامش ،اگه هضمِ کنایه س
حرفای پشتِ سرمو کتاب میکنم
قِی میکنم قانون موروثیِ صبرو
باید که درسِ عبرتِ یک نسل باشم
یاغی شدن هم از اصالت ریشه داره
سَروم !ولی میخوام شبیهِ نخل باشم
وقتی هوا مسموم از تکرار جهله
باید نمک پاشید روی زخم کاری
سرب سیاهِ مرگو ،با هر درد، نوشید
یک روحِ تازه، کرد از این کالبد ،جاری
تغییر، یک جرّاحی تومور رسمهِ
تاوانِ یک تصمیم جیغِ کودکانه
باید بدون خون از این توده جداشم
ثابت کنم ،دیوونه ،گاهی ،قهرمانه